محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3082
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابى وقاص داده بودم حق وى را ادا كرده بودم . » عثمان بن زياد برادر عبيد الله گفته بود : « به خدا راست گفت ، دلم مىخواست در بينى هر يك از بنى زياد تا به روز رستاخيز ، حلقهء مهارى بود ، اما حسين كشته نشده بود . » گويد : به خدا عبيد الله بر اين گفتهء وى اعتراض نكرد . عمرو بن عكرمه گويد : صبحگاه روز كشته شدن حسين در مدينه يكى از غلامان ما مىگفت : « ديشب شنيدم كه بانگزنى بانگ مىزد و شعرى به اين مضمون مىخواند : « اى كسانى كه از روى جهالت حسين را كشتيد « خبردار ، از عذاب و عقوبت . « همه اهل ايمان از پيمبر و فرشته و ديگران « شما را لعنت مىكنند . « به زبان پسر داود و موسى و حامل انجيل « لعنت شدهايد . » حيزوم كلبى مىگفت : « من نيز اين بانگ را شنيدم . » سخن از نام هاشميانى كه با حسين كشته شدند و شمار كشتگان ابو مخنف گويد : وقتى حسين بن على عليه السلام كشته شد سر كسانى را كه از خاندان و ياران و شيعيانش با وى كشته شده بودند پيش عبيد الله بن زياد آوردند . مردم كنده سيزده سر آوردند و سرشان قيس بن اشعث بود . مردم هوازن بيست سر آوردند و سرشان شمر بن ذى الجوشن بود . مردم تميم هفده سر آوردند . مردم بنى اسد ، شش سر آوردند مردم مذحج هفت سر آوردند . بقيه سپاه هفت سر آوردند و اين همه هفتاد سر بود .